۰۵ مهر ۱۳۸۷
_سلام عزیزم.خیلی دلم برات تنگ شده بود. _سلام.منم خیلی دلم تنگ شده بود.این مدت همش تو فکرت بودم. _منم نمی تونستم یه لحظه از فکرت بیرون بیام. _خیلی دوس دارم ببینمت. _منم.چطوره امروز بریم بیرون؟ _عالیه.فقط بگو کی و کجا؟ ساعت 8.سر عفیف آباد. _8جدید یا قدیم.؟