مسابقه
گیریم که امشب شبه مهتابه و حبیبم هم خوابه. در این صورت من چه کسی رو میخوام؟
24 November 2009
14 November 2009
11 November 2009
01 November 2009
24 October 2009
به به، امروز دیگه چی ساختی برامون؟
چی!!! دارم درست میبینم؟ این یه لیوانه که از پوست آبمیوه ساخته شده؟ واقعاً محشره. من همیشه به خلاقیت تو حسودیم میشده.
*
از همهی این حرفا که بگذریم، آیا میدانید کشورمان ایران کشوری چهارفصل است؟
چی!!! دارم درست میبینم؟ این یه لیوانه که از پوست آبمیوه ساخته شده؟ واقعاً محشره. من همیشه به خلاقیت تو حسودیم میشده.
*
از همهی این حرفا که بگذریم، آیا میدانید کشورمان ایران کشوری چهارفصل است؟
21 October 2009
قسمتی از پروفایل یکی از اعضای سایت کلوب:
علاقعمندیها: تنهایی و نفرت.
فعالیتها: بخور و بخواب.
موسیقی: بلک متال.
من در یک جمله: پسر سیاهپوش شهر.
خصوصیات: خشن و گوشهگیر.
موارد غیر قابل تحمل: دروغ، دو رویی.
علاقعمندیها: تنهایی و نفرت.
فعالیتها: بخور و بخواب.
موسیقی: بلک متال.
من در یک جمله: پسر سیاهپوش شهر.
خصوصیات: خشن و گوشهگیر.
موارد غیر قابل تحمل: دروغ، دو رویی.
19 October 2009
17 October 2009
15 October 2009
اگه بگن یه هفته بیشتر زنده نمیمونی؛ به عنوان آخرین آرزو چی میخوای؟ آرزو میکنم یه هفته بشه یه ساعت.
من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم.
حقیقت اینه که من گهترینم.
من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم. من گهم.
حقیقت اینه که من گهترینم.
Labels:
گُه
14 October 2009
بارخدایا... تو با تمام بینیازی و بزرگیت، اگه یه روز جای من بودی نموده میشدی و به لودگی روی میآوردی.
12 October 2009
- اِ... فالگوش واستاده بودی؟
- نه نه. داشتم رد میشدم که اتفاقی دیدم داره از اینجا یه صداهایی میاد.
این نویسنده خیلی باحاله. اکثراً متنهای بامزهای مینویسه.
فکر نمیکنید وقتش رسیده که اسمش رو حدس بزنید؟
- نه نه. داشتم رد میشدم که اتفاقی دیدم داره از اینجا یه صداهایی میاد.
این نویسنده خیلی باحاله. اکثراً متنهای بامزهای مینویسه.
فکر نمیکنید وقتش رسیده که اسمش رو حدس بزنید؟
11 October 2009
- گرفتی ما رو؟!
- من که اینجا هستم، چجوری شما رو گرفتم؟
این نویسنده بیش از حد خلاق و شوجطبع است ولی من نمیذارم قِسِر در بره.
- من که اینجا هستم، چجوری شما رو گرفتم؟
این نویسنده بیش از حد خلاق و شوجطبع است ولی من نمیذارم قِسِر در بره.
09 October 2009
06 October 2009
04 October 2009
02 October 2009
29 September 2009
مسابقهی شماره4
آیا جهیزیههای بالا که متاسفانه در بین جوانها مد شده است ضمانتی برای خوشبختی است؟
آیا جهیزیههای بالا که متاسفانه در بین جوانها مد شده است ضمانتی برای خوشبختی است؟
Labels:
مسابقه
25 September 2009
حق با پدر است یا پسر؟
چند پست قبل گفتم که یه خانوادهای پیکان خریده بودن و پسره آهنگ گوش میداده و اینا...
یه روز که ماشین تو سایه پارک شده بود و پسر هم داخلش داشت آهنگهای غربی گوش میداد، پدر از راه رسید و گفت: اینا چیه گوش میدی؟ همهش دارن چرت و پرت میگن اینا، یه چی بذار روش که آدم بفهمه چیچی میگن.
چند پست قبل گفتم که یه خانوادهای پیکان خریده بودن و پسره آهنگ گوش میداده و اینا...
یه روز که ماشین تو سایه پارک شده بود و پسر هم داخلش داشت آهنگهای غربی گوش میداد، پدر از راه رسید و گفت: اینا چیه گوش میدی؟ همهش دارن چرت و پرت میگن اینا، یه چی بذار روش که آدم بفهمه چیچی میگن.
23 September 2009
21 September 2009
از وقتی که او پیکان رو خریده بودن پدر خانواده باهاش مسافرکشی میکرد و پسر خانواده هم ظهرها که پدرش برای استراحت برمیگشت خونه با ضبط ماشین آهنگ گوش میداد.
18 September 2009
16 September 2009
14 September 2009
12 September 2009
ـ کثافت عوضی، مگه مریضی مزاحم میشی؟ میخوای شمارهتو بدم دست پلیس؟
ـ الو... خانم مجیدی.
ـ اِ... آقای رئیس شمایین؟ تورو خدا ببخشین.
*
همونطور که گفتم بعضی از نویسندهها خیلی خلاقیت دارن.
ـ الو... خانم مجیدی.
ـ اِ... آقای رئیس شمایین؟ تورو خدا ببخشین.
*
همونطور که گفتم بعضی از نویسندهها خیلی خلاقیت دارن.
11 September 2009
09 September 2009
ـ تو به روح اعتقاد داری؟
ـ معلومه که اعتقاد دارم.
ـ ریدم تو روحت.
*
پس بهتره اعتقاداتمون رو برای خودمون نگه داریم.
ـ معلومه که اعتقاد دارم.
ـ ریدم تو روحت.
*
پس بهتره اعتقاداتمون رو برای خودمون نگه داریم.
07 September 2009
05 September 2009
03 September 2009
02 September 2009
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)

